پایگاه مقاومت بسیج شهیدان کاشانی
 
سه شنبه 26 دي 1396 -

رای به سایت :
1934
محبوب
صفحه نخست ›› سبک زندگی ›› حوزه 186 فضیلت ›› پایگاه مقاومت بسیج شهیدان کاشانی
19
محبوب  
رای به خبر :
وَ خُزَّانَ الْعِلْمِ
وَ خُزَّانَ الْعِلْمِ

منظور از خزان العلم در زیارت جامعه کبیره چه کسانی هستند ؟
calendar
تاریخ : 1396/10/17 - 05:43

به گزارش قسم از پایگاه مقاومت بسیج شهیدان کاشانی  حوزه 186 فضیلت  ناحیه مقاومت بسیج شهید مطهری ، در بخشی از زیارت جامعه کبیره در صفات امامان معصوم(ع) می‌خوانیم: «وَ خُزّانَ الْعِلْم»؛[1] یعنی و خزانه‌داران دانش. «خُزّان»؛ جمع «خازن»، به معناى نگهبان، خزانه‌دار و کلیددار است.[2] دانش ائمه اطهار(ع)، که از مصادیق علم لدنی اشاره شده در آیه 65 سوره کهف و از مهم‌ترین ویژگی‌هاى امامت است که در چندین مورد در زیارت «جامعه کبیره» با تعابیر گوناگونى از آن، یاد می‌شود. در عبارت مورد نظر به یکی از ویژگی‌هاى دانش آن بزرگواران اشاره شده است و آن عبارت است از: «خزانه‌دار و نگهبان دانش خداوندی». این‌که امامان(ع)، نگهبان و خزانه‌‌داران دانش خداوندی هستند و آن‌را مانند گنجى پُربها، پاس می‌دارند، در شماری از احادیث بیان شده است؛ مانند این‌که در حدیثى قدسى، گزارش شده است خداوند، ائمه(ع) را براى پیامبرش چنین توصیف فرموده است: «هُمْ خُزّانى عَلى عِلْمِى مِن بَعدِکَ»؛[3] آنان، پس از تو خزانه‌دار دانش من هستند. همچنین امام باقر(ع)، در حدیثى، فرموده است: «به خدا سوگند! ما خزانه داران خدا در آسمان و زمینش هستیم، نه آن‌که خزانه‏دار طلا یا نقره باشیم، بلکه خزانه‌دار علمش هستیم».[4] برای روشن شدن معنای این‌که ائمه اطهار(ع) خزینه داران علم الهی هستند، باید به چند نکته توجه شود: یک. در امور مادی، خزانه با خزانه‌دار تفاوت دارد؛ چون متاع مادی را در صندوق یا انباری می‌گذارند و کلید آن‌را به دست کسی می‌سپارند، اما امور غیر مادی همانند اموری مادی نیست که انبار مادی داشته باشد، بلکه در صفحه جان هر کسی که جا بگیرد اختیار آن نیز به دست او خواهد بود. از این‌رو انباردار امور مجرّد و غیر مادی جدای از خود انبار نخواهد بود. بدین ترتیب اگر چه در این‌جا از ائمه(ع) به عنوان خازن و نگهبان علم الهی یاد شده است ولی منظور از آن همان خزینه بودن آن ذوات مقدس است.[5] دو. ائمّه اطهار(ع) که کَون جامع[6] و دارای همه نشئات وجودی هستند، در مرتبه نورانیت و ولایت کلیه؛ که حقیقت امامت آنها است، به عنایت الهی مسلّط بر همه عوالم هستی هستند و چیزی از احاطه علمی آنان مخفی نمی‌ماند.[7] ولی به مرحله ماده و عالم طبیعت که می‌رسند؛ یعنی مرحله ناقص، مانند دیگران هستند بدین معنا که شاید چیزی را نخواهند بدانند و از سیطره علم آنها خارج باشد. تفاوتشان با دیگران این است که دیگران به آن خزانه بی‌پایان راهی ندارند؛ لذا ممکن است دلشان بخواهد چیزی را بدانند ولی نتوانند، امّا امامان معصوم(ع) که کلیددار و خازن آن خزانه بی‌پایانند، هر چه را که بخواهند می‌توانند بدانند.[8] از این‌‌رو در روایات آمده است: «وقتی امام معصوم بخواهد چیزی را بداند، می‌داند».[9] بدین ترتیب آنها مظهر علم الهی هستند؛ یعنی همان طور که چیزی از حیطه علم بی‌پایان خدا مخفی نمی‌ماند،[10] گستره علم ائمّه اطهار(ع) نیز همه موجودات نظام هستی را دربرمی‌گیرد. سه. علم الهی استقلالی بوده، مرتبط با جای دیگری نیست اما علم ائمّه اطهار تبعی و عَرَضی است؛ یعنی به منبع نامحدود علم الهی مرتبط است و اساساً اگر تعلیم الهی و اتصال به علم بی‌پایان او نباشد ائمه نیز مساوی دیگران خواهند بود؛ لذا در برخی روایات آمده است: «اگر امام بخواهد چیزی را بداند، خدا آن‌را به او می‌آموزد».[11] چهار. ماهیت دانش الهى براى ما مجهول است و ائمّه(ع)، در توضیحِ دانش خداوند، فرموده‌اند: «خداوند متعال، دانشى خاص دارد و دانشى عام. دانش خاصّ او، همان دانشى است که فرشتگان مقرّب و پیامبرانِ فرستاده شده او هم بر آن، آگاهى ندارند؛ و دانش عامّ او، همان دانشى است که فرشتگانِ مقرّب و پیامبران فرستاده شده او بر آن، آگاهى دارند و همانا آن، از پیامبر خدا به ما رسیده است».[12] دانش خاصّ خداوند، اشاره به علم ذات بارى تعالى است که سرچشمه همه دانش‌ها است و کسى از آن، آگاهى ندارد. دانش عامّ خداوند نیز تنها از طریقِ خاصّان الهى انتقال می‌یابد؛ از این‌رو، اهل بیت عصمت و طهارت(ع) هم از طریق پیامبر خدا(ص) به آن، آگاه شده‌اند. [1]. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، ج ‏2، ص 610، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، 1413ق؛ ابن مشهدی، محمد بن جعفر، المزار الکبیر، محقق، مصحح، قیومی اصفهانی، جواد، ص 524، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، 1419ق. [2]. ابن فارس، أحمد، معجم مقاییس اللغة، ج 2، ص 178، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، چاپ اول، 1404ق؛ ‏طریحی، فخر الدین، مجمع البحرین، تحقیق، حسینی اشکوری‏، سید احمد، ج ‏6، ص 243، تهران، کتابفروشی مرتضوی، چاپ سوم، 1375ش؛ لغت نامه دهخدا، واژه «خازن». [3]. صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات فی فضائل آل محمّد(ص)، محقق، مصحح، کوچه باغی، محسن بن عباسعلی،‏ ج ‏1، ص 54، قم، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، چاپ دوم، 1404ق؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج ‏1، ص 193، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق. [4]. الکافی، ج ‏1، ص 192. [5]. جوادی آملی، عبدالله، ادب فنای مقربان، محقق، صفایی، محمد، ج 1، ص 175 – 176، قم، اسراء، چاپ هفتم، 1389ش. [6]. کون جامع، انسان کامل است که مظهر تمام‌نماى حق تعالی است‏. [7]. ادب فنای مقربان، ص 176. [8]. همان. [9]. الکافی، ج ‏1، ص 258. [10]. بقره، 231؛ حجرات، 16؛ فصلت، 54. [11]. الکافی، ج ‏1، ص 258. [12]. بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد(ص)، ج ‏1، ص 109؛ شیخ صدوق، التوحید، محقق، مصحح، حسینی، هاشم‏، ص 138، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، 1398ق. بنابراین همه مخلوقات، معلومات انسان کامل هستند پس هرجا او برود دنبال او می‌روند و هر کاری او بکند، با او آن کار را انجام می‌دهند. الان که شما به منزل خود تشریف می‌برید آیا معلومات خود را اینجا جا می‌گذارید؟! معلومات شما با شما می‌رود. لذا عالم چه بخواهد چه نخواهد دارد با امامش می‌رود. او نماز می‌خواند، همه به نماز او نماز می‌خوانند. او تسبیح می‌گوید، همه به تسبیح او تسبیح می‌گویند. یُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ... (جمعه/۱) وَاذْکُرْ عَبْدَنَا دَاوُودَ ذَا الْأَیْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبَالَ مَعَهُ یُسَبِّحْنَ بِالْعَشِیِّ وَالْإِشْرَاقِ وَالطَّیْرَ مَحْشُورَةً کُلٌّ لَّهُ أَوَّاب (ص/۱۷،۱۸،۱۹) کوهها و پرندگان شب و روز با او نماز می‌خوانند. این معیّت خیلی مهم است. چون او نماز می‌خوانَد با او نماز می‌خوانند. علم اینگونه است. لذا پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود که اگر بشر معرفت حقیقی به حق متعال پیدا کند، کوه‌ها را با اراده‌اش جابجا می‌کند و بر روی آب راه می‌رود و نظام هستی تحت تصرف تکوینی او قرار می‌گیرد. به هر چیزی بگوید باش می‌شود. این، همان خزینه علم است. حدیثی در کتاب توحید جناب صدوق از امام صادق علیه‌السلام داریم که می‌فرماید: وقتی که موسی به طور رفت، گفت یَا رَبِّ أرِنِی خَزَائِنِک. خدایا خزینه‌های خودت را به من نشان بده. می‌خواهم این خزّان علم را ببینم که پاسخ لَن تَرانی شنید. او رب خودش را طلب کرد، رب موسی اهل بیت است. لذا فرمود: فَقَالَ رَبِّ إِنِّی لِمَا أَنزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ (قصص/۲۴). من محتاج آن علومی هستم که از خزینه‌ی غیبیه اهل‌بیت علیهم‌السلام تنزل پیدا می‌کند. او باطنش طالب علم بود لذا قرآن می‌فرماید به او لوح دادیم که در آن لوح از هر شیء چیزی به او آموخته است. چون عین ثابته‌اش طالب علم بود لذا رفت و دختران شعیب را سقایت کرد. از چاه برایشان آب کشید. آب مظهر علم است. وقتی اینها را سقایت کرد و به خدا نشان داد که خدایا! من می‌خواهم معلم باشم و خود تشنه‌ی علم هستم، تَوَلَّىٰ إِلَى الظِّلِّ. این ظل، انسان کامل و ظل‌الله عالَم وجود است. به این سایه توجه کرد و گفت رَبِّ إِنِّی لِمَا أَنزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیر... لذا خدا به او شعیب را داد؛ به او معلم داد که در مکتب شعیب درس یاد بگیرد. آنگاه از خدا خواست که خدا خزائنش را به او نشان دهد. قَالَ یَا مُوسی إِنَّمَا خَزَائِنِی إِذَا أَرَدْتُ شَیْئاً أنْ أَقُولُ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ. نمی‌توانم نشانت دهم ولی بدان که خزائن من همانی است که من اگر اراده کنم به چیزی بگویم باش می‌شود یعنی مقام امر. چون خدا در قرآن گفته است إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیْئًا أَن یَقُولَ لَهُ کُن فَیَکُونُ (یس/۸۲). امیرالمؤمنین فرمود أنا صَاحِبُ الأَمر. بقیة الله نیز صاحب الامر است. این مقام امر، همان مقام خزائن است و مقام احدیت عالَم وجود است که همه از این مقام امر تنزل می‌کنند؛ تَنَزَّلُ الْمَلَائِکَةُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن کُلِّ أَمْرٍ (قدر/۴). این همه را کل ماسوی الله بدان و هیچ چیزی را از آن فرو مگذار. همه، تنزلات این خیر هستیم که او می‌گوید کُن فَیَکُون. در السَّلامُ عَلَیْکُمْ یَا أَهْلَ بَیْتِ النُّبُوَّةِ، در السَّلامُ عرض کردیم که این، مقام کُن و مقام امر الهی است. او بگوید باش می‌شود.


انتهای پیام /
کدخبرنگار: 17062